97/10/26
تعداد نظرات:0
15:59
شماره مطلب:1397102635137
-A A +A

دستاوردهای چهل ساله انقلاب

تا پیش از انقلاب ، شکاف طبقاتی و فاصله بین معیشت مردم عادی و کسانی که به نحوی به دربار متصل بودند به وضعیتی بحرانی و خطرناک رسیده بود. اگر انقلاب اسلامی شکل نمی‌گرفت و یا به پیروزی نمی‌رسید این روند ادامه پیدا کرده و ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گرفت.

به گزارش بیست؛

کجا ایستاده بودیم؟

قبل از انقلاب در ایران نه تنها بحران جدی اقتصادی وجود نداشت بلکه به علت افزایش ناگهانی قیمت نفت توانایی های اقتصادی و ظرفیت های آن بطور جدی افزایش پیدا کرده و رونق گرفت اما مشکل اصلی توزیع ناعادلانه این منابع در بین مردم بود ، بطوریکه جامعه آن زمان به 3 دسته بسیار فقیر ، متوسط و بسیار ثروتمند تقسیم شده بود.

در آمد نفتی ایران در سال 1332 از 3 میلیارد دلار در سال 1356 به 53 میلیارد دلار رسیده بود با این حال در بخش های فقیر جامعه فقر هر روز بیشتر و شکاف طبقاتی افزایش پیدا می کرد . مطابق آخرین آمارهای مربوط به توزیع درآمد در سال 1357 میزان در آمد دهک اول یعنی 10 درصد ثروتمندتریم مردم 32 برابر دهک دهم یعنی 10 درصد فقیرترین مردم بود که نشان دهنده شکاف طبقاتی شدید در آن دوران است.

بدون شک شخص شاه به‌عنوان نفر اول مملکت مسئول اصلی فلاکت ایرانیان بود. گرداگرد شاه بی‌کفایت ایران را هم مشتی افراد بی‌کفایت‌تر از خودش گرفته بودند که تنها هنرشان چاپلوسی و تملق‌گویی شاه برای ماندن در قدرت بود. هویدا، علم و حسنعلی منصور چند تن از مهم‌ترین این شخصیت‌ها هستند که سمت‌های مختلف را بین خودشان دست‌به‌دست می‌کردند.

تا پیش از انقلاب ، شکاف طبقاتی و فاصله بین معیشت مردم عادی و کسانی که به نحوی به دربار متصل بودند به وضعیتی بحرانی و خطرناک رسیده بود. اگر انقلاب اسلامی شکل نمی‌گرفت و یا به پیروزی نمی‌رسید این روند ادامه پیدا کرده و ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گرفت.

هم اکنون کجا ایستاده ایم؟

انقلاب ما برای معیشت و رفاه بیشتر نبود. این را به‌وضوح می‌توان از میان شعارهایی که مردم در روزهای انقلاب فریاد می‌زدند فهمید: استقلال، آزادی و جمهوریت و اسلامیتِ حکومت هدف‌های اصلی انقلاب ۵۷ بود. بااین حال با رفع نسبی برخی از موانع رفاه مانند حکومت فاسد و وابستگی به بیگانگان شاخص‌های رفاه نیز در سال‌های پس از انقلاب بهبود محسوسی داشته است. بعدازآنقلاب به دستور امام برای مبارزه با فقر و تبعیض و بی‌عدالتی، بلافاصله کمیته امداد، جهاد سازندگی، بنیاد مستضعفان و... به راه افتاد و ساخت جاده و آب و برق و درمانگاه و مدرسه و... به‌سرعت در سراسر کشور و نقاط محروم آغاز شد. بر اساس آمار بانک جهانی، ۴۶ درصد مردم ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر بودند. جمعیت افراد زیر خط فقر از ۴۶ درصدِ زمان شاه، امروز به ۱۶ درصد کاهش یافته و شاخص رفاه جامعه بیش از ۸/۲ برابر بهتر شده است.

درآمد دهک اول یعنی 10 درصد از ثروتمندترين مردم ايران در سال‌های پیش از انقلاب ۳۲ برابر درآمد دهک دهم یعنی 10درصد فقيرترين آنها بوده است كه این شاخص هم‌اکنون به ۲۰برابر کاهش یافته است. یعنی شكاف درآمدی بین ثروتمندترين فرد با فقيرترين، ۱۲برابر كمتر شده است.

کاهش شکاف طبقاتی و فاصله درآمدی بین فقیر و غنی در طول سال‌های پس از انقلاب بدون شک نتیجه تأکیدهای امام امت و رهبر معظم انقلاب بر پیشرفت همراه با عدالت و اولویت دادن به عدالت اجتماعی بوده است. تحقق این اهداف به سربازانی نیاز داشت که با درک ضرورت‌ها و در نظر گرفتن اولویت‌های کشور، مسیر پیشرفت و توسعه کشور را هموار سازند. در این میان تلاش‌های جهادی نهادهایی همچون قرارگاه خاتم‌الانبیا در سازندگی کشور و کمیته امداد امام خمینی در ترمیم شکاف اقتصادی و توان‌مندسازی طبقه ضعیف جامعه شایان توجه است.

درصورتی‌که نهادهای حاکمیتی سیاست‌های ابلاغی اقتصاد مقاومتی را جدی‌تر بگیرند و اهداف سند چشم‌انداز محقق شود، ایران ما به‌زودی در شاخص‌های معیشت و رفاه به جایگاه اول منطقه دست خواهد یافت. پیشرفتی که توأم با عدالت اجتماعی و توزیع برابر فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی خواهد بود.

 

بخش دوم :

شاید این سوال را بارها در برخی مجالس،ادارات، تاکسی ها و اتوبوس ها شنیده ایم که قبل از انقلاب وضع اقتصادی و معیشتی مردم بهتر بود. آیا این جمله واقعیت دارد؟

برای آنکه به این سوال پاسخ بدهیم باید نخست نگاهی اجمالی به سرانه درآمد مردم ایران از فروش نفت در سال های منتهی به پیروزی انقلاب و همچنین شرایط کنونی کشور داشته باشیم.

در آمد رژیم پهلوی از نفت را مختصرا در بخش قبل توضیح دادیم ، حال نوبت آن است که شرایط کنونی کشور را با قبل مقایسه کنیم . جمعیت کشور در سال ۱۳۵۷، حدود ۳۵ میلیون نفر بود در حالی که در حال حاضر از مرز ۷۵ میلیون نفر گذشته است و این به معنای بیش از دو برابر شدن نیازهای یک کشور به غذا، بهداشت، درمان، مسکن، آموزش و… می باشد

مصرف کشور در سال 1390 در زمینه های مختلف از جمله : غلات ، مواد پروتئینی ، لبنیات ، پوشاک میوه ، سبزیجات و... بیش از 4 برابر شده است .

با چنین مقدمه ای معلوم می شود که سرانه مردم ایران در حال حاضر نسبت به درآمدهای حاصل از فروش نفت بیش از ۱۶ برابر کاهش یافته است. اما با وجود چنین کاهش درآمد سرانه ای، با آمار و ارقام اثبات خواهیم کرد که وضعیت اقتصادی و رفاهی و آموزشی و بهداشتی مردم ایران به صورت شگرفی بهبود یافته است.

ابتدا تنها به چند نما از شرایط اقتصادی- رفاهی مردم در دوران رژیم پهلوی اشاره می کنیم.

  • ۳۵درصد مردم ایران دچار سوء تغذیه بودند.
  • تنها ۴۵درصد مردم ایران با سواد بودند.
  • ۷۵ درصد کودکان واجب التعلیم به مدارس می رفتند.
  • تنها ۵ شهر کشور از نعمت گاز به صورت پراکنده برخوردار بودند.
  • تولیدات کشاورزی ایران تنها مصرف ۳۳ روز مردم را تامین می کرد.
  • ۴۰ هزار مستشار نظامی آمریکایی در ایران حضور داشتند.
  • ۳۵هزار متخصص خارجی در صنایع نفت، مخابرات، پزشکی، خودرو سازی، برنامه و بودجه و…در کشور حضور داشتند.
  • از کشورهای هند و پاکستان و بنگلادش و سریلانکا پزشک وارد می کردیم.

اما پس از انقلاب اسلامی شاخص های توسعه انسانی رشد چشمگیری داشته که مختصرا به آن اشاره می کنیم.

- امید به زندگی: بعد از انقلاب اسلامی ، امید به زندگی در ایران ۱۵ سال افزایش یافته است . هم اکنون این شاخص در مردم کشور ما ۷۴ سال است . در حال حاضر بیش از ۹۷ درصد جمعیت روستایی و حدود ۱۰۰ درصد جمعیت شهری ایران ، به مراقبت های بهداشتی دسترسی دارند و شاخص های سلامت ، بهبود چشمگیری یافته است .

 

-مرگ و میر اطفال: امروزه نرخ مرگ و میر اطفال زیر ۵ سال از ۲۰۰ مورد درهرهزار تولد در قبل از انقلاب ، به حدود ۲۳ مورد درهرهزار تولد رسیده است . کاهش چشمگیر مرگ و میر اطفال طی سال های اخیر ، ناشی از عواملی چون گسترش شبکه بهداشتی- درمانی کشور ، افزایش دسترسی به خدمات و مراقبت های اولیه بهداشتی است .

 

-واکسیناسیون: شاخص پوشش واکسیناسیون اطفال زیر ۵ سال در ایران از حدود ۱۳ درصد در سال ۱۳۵۷ به بیش از ۹۹ درصد در سال ۱۳۹۰ رسیده است . به همین دلیل ، بسیاری از بیماریهای عفونی و مسری ، از طریق اجرای واکسیناسیون در اطفال کاهش یا ریشه کن شده و ایران را در سطح استانداردهای جهانی قرار داده است .

   

از نظر شاخص‌های سلامت زنان به ارقام افتخار آمیزی پس از انقلاب از جمله کاهش ۹۰ درصدی مرگ و میز زنان باردار و کاهش زایمان توسط افراد دوره ندیده به کمتر از ۲ درصد رسیده‌ایم.

 

تعداد تخت‌های بیمارستانی از ۵۷ هزار تخت در سال ۵۷ به ۲۱۰۷۹۷ تخت در سال ۱۳۹۰ رسیده است. همچنین تعداد خانه‌های بهداشت از ۲۵۰۰ به ۲۰۵۶۱ باب، مراکز بهداشتی، درمانی و روستایی از ۱۵۰۰ به ۹۳۴۵ مرکز،مراکز بهداشتی درمانی شهری از ۸۰۰ به ۳۷۷۰ مرکز افزایش یافته است.

 

تعداد دانشجویان گروه پزشکی در سال ۱۳۹۰ به ۴۲۵۹۱ رسید. در حالی که این رقم در سال ۵۷، ۲۳۰۰۰ نفر بود. تعداد پزشکان متخصص از ۷۰۰۰ نفر در سال ۵۷ به ۹۰۷۹۲ نفر در سال ۹۰ افزایش یافته است.

 

افزایش تعداد زنان عضو هیئت علمی دانشگاهها که اکنون با نزدیک به ۶ هزار نفر یک سوم کل اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی را تشکیل می‌دهند، افزایش دانشجویان خانم تا مرز دو سوم کل دانشجویان کشور همه از دستاوردهای پس از انقلاب اسلامی است.

 

تعلیم و تربیت: ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارای پائین ترین شاخص توسعه انسانی بود. نرخ باسوادی بزرگسالان از ۸/۴۱ درصد دراوایل انقلاب اسلامی (۱۳۵۹) به ۸۵ درصد در سال ۹۰ رسیده است. در حالی که در سالهای پایانی رژیم شاه کمتر از  نیمی از جمعیت لازم‌التعلیم تحت پوشش آموزش‌های لازم بودند.

 

بخش سوم :

حتما این سوال را شنیدید که چرا کالا ها قبل از انقلاب ارزان تر بود و بعد از انقلاب شاهد گرانی کالاها هستیم؟

این مسئله از دو جهت باید مورد توجه قرار گیرد. الف: از جهت سیاست های اقتصادی توسعه ای کشور؛ بررسی ها نشان می دهد یکی از عمده ترین دلایل این امر ، اعمال تعرفه های گمرکی پایین از سوی دولت نسبت به کالاهای وارداتی خارجی در قبل از انقلاب و افزایش این تعرفه ها بعداز انقلاب بوده است . به عبارت دیگر در نتیجه اعمال تعرفه های گمرکی پایین ، کالاهای خارجی به وفور و با قیمت بسیار نازل در بازار قبل از انقلاب یافت می شد. این سیاست اقتصادی نامناسب ، در جهت تضعیف تولیدات داخلی ، افزایش وابستگی اقتصادی کشور به قدرت های صنعتی و تامین بازار برای آنان بوده است زیرا در چنین شرایطی تولید کننده نوپا و کم تجربه داخلی امکان رقابت با تولید کننده توانمند و مجرب خارجی را نمی یابد و به سهولت از صحنه رقابت خارج می شود و حضور در عرصه تولید را مقرون به صرف نمی یابد .

ب: این مسئله از جهت قدرت خرید اکثریت افراد جامعه نیز قابل تامل و توجه است . بسیار می شنویم که گفته می شود در گذشته مثلا قیمت گوشت فلان مقدار بوده با قیمت تخم مرغ چنان بود و درمقایسه با قیمت های کنونی که بسیار افزایش یاقته در این گونه نتیجه گیری می شود که چون قدرت خرید مردم کاهش یافته ، وضعیت معیشت مردم بدتر شده است.

 

در پاسخ باید توجه کرد که هم ،مشاهده عینی وضعیت جامعه و هم آمارها ، نشان از بهتر شدن نسبی وضعیت معیشت اکثریت افراد جامعه دارد . به عبارت دیگر ، درست است که در گذشته قیمتها پایین بوده ولی قدرت خرید مردم بسیار پایین تر از آن بوده است آمارها و بررسی های رسمی و غیر رسمی گویای آن است که به غیر برخی اقشار جامعه ؛اکثر مردم به خصوص صاحبان مشاغل آزاد از وضعیت معیشتی مناسب تری نسبت به قبل از انقلاب برخودار می باشند . لکن به دلایل متعددی همچون تغییر الگوی زندگی (الگوی مسکن ، خوراک ، پوشاک و لوازم منزل ) و به تبع آن ،افزایش سطح انتظار آنها از زندگی ،ابراز نارضایتی و احساس محرومیت در آنان افزایش یافته است .

به عنوان مثال امروزه الگوی مسکن عموم مردم نسبت به قبل از انقلاب و سال های اول انقلاب تغییر یافته است . در گذشته اکثر خانواده ها گسترده بودند، اما اکنون هسته ای شده اند . مثلا در گذشته اگر عروس یا دامادی به خانواده اضافه می شد، در یکی از اتاقهای همان خانه جای میگرفت؛ اما اکنون عموما زوجهای جوان به زندگی در مسکن مستقل روی می آورند .

در خصوص الگوی خوراک نیز شاهد تغییرات اساسی در جامعه خودمان در سال های اخیر هستیم. در حدود ۳۰ سال پیش، قوت غالب خانواده های ایرانی نان بود و برنج غذای اعیانی محسوب می شد در حالی که امروز الگوی خوراک اکثریت جامعه تغییر یافته و عموما برنج در غذای روزانه آنان جایگاه خاصی پیدا کرده است.

همچنین گوشت که پیش از انقلاب در مناطق روستایی و شهرهای کوچک فقط در مناسبت های خاص بر سفره مردم می نشست امروز در نوبت هفتگی اکثرمردم حضور دارد.آمارها نشان می دهد مصرف میوه نیز به چهار برابر قبل از انقلاب رسیده است.

آمارهای جهانی نیز گویای بهتر شدن وضعیت رفاه مردم ما در سالهای پس از انقلاب است. بر اساس آمار بانک جهانی، ۴۶ درصد مردم ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر بودند؛ اما این رقم در سال ۱۳۷۸ به ۱۶ درصد کاهش یافته است.

بخش چهارم :

شاید شما هم این جملات را در برخی مجالس عمومی یا فامیلی و خانوادگی شنیده باشید که” اگر انقلاب نمی شد وضعیت اقتصادی مردم بهتر از حالا بود و مردم در یک رفاه عمومی بسر می برند. شاه در حال پی ریزی یک اقتصاد قوی در کشور بود که اگر فرصت پیدا می کرد پس از ۳۳ سال ما الان وضع بهتری داشتیم.”

لوازم برخورداری از یک اقتصاد سالم و قوی مبتنی بر عوامل مختلفی همچون روحیه خودباوری و اعتماد به نفس صنعت، کشاورزی، مهندسی، فناوری و آموزش، دوری از اقتصاد تک محوری، مقابله با فساد دولتمردان و خواص و میدان دادن به مردم در مشارکت برای ساخت کشور است که باید دید آیا این اتفاق در رژیم پهلوی افتاده بود یا خیر؟

الف- فقدان اعتماد به نفس و روحیه خودباوری: در سران رژیم پهلوی هیچ گونه روحیه اعتماد به نفس و خودباوری برای ساخت ایران مشاهده نمی شد از این رو علیرغم برخورداری کشور ایران از کارشناسان متخصص و دلسوز، اداره کشور را به کارشناسان خارجی و بیگانه داده بودند که نه تنها هیچ دلسوزی برای مردم ایران نداشتند بلکه در صدد عقب نگاه داشتن کشور و تداوم نیاز به حضور آنان در بخش های مختلف کشور را داشتند.

رژیم پهلوی برای اداره کشور قرارداد حضور بیش از ۵۰هزار مستشار و کارشناس خارجی را در بخش های مختلف نظامی،  نفت، مهندسی ، پزشکی، برنامه و بودجه و… امضا کرد در حالی که متخصصان ایرانی اجازه ظهور و بروز و نشان دادن مهارت و خلاقیت خود را نداشتند.به عنوان مثال مهندسان ایرانی در نیروی هوایی اجازه حضور در محل های تعمیر و نگهداری هواپیماهای اف-۱۴ را نداشتند و تمام مراحل تعمیر و آماده سازی با رقم های هنگفت توسط مستشاران آمریکایی انجام می شد. 

ب-صنعت مونتاژ و کاملا وابسته: به دلیل صادرات بیش از 5.5 میلیون بشکه نفت به خارج و درآمد هنگفت رژیم پهلوی از این محل، سران رژیم پهلوی انگیزه چندانی برای سرمایه گذاری روی صنعت و کشاورزی نداشتند و بیشتر به دنبال واردات کالاهای خارجی بودند. در بخش هایی هم که سرمایه گذاری محدودی بر روی صنایع صورت می پذیرفت عمدتا صنایع مونتاژ بود که تمام قطعات ساخته شده وارد کشور می شد. تنها به عنوان یک شاهد مثال می توان به خبری که یک سال قبل از پیروزی انقلاب در رسانه ها منتشر شد اشاره کرد که آمده بود: ” کارخانه ارج با ۸۰۰۰ کارگر در سال ۱۳۵۶ به علت نداشتن ” پیچ” متوقف می‌شود.” 

ج-فساد شدید و گسترده در دربار و دولتمردان و میدان ندادن به بخش خصوصی: خانواده سلطنتی که جمعا از ۶۳ شاهپور و شاهدوخت … تشکیل شده بود بخش عظیمی از ثروت را به خود اختصاص می داد، جمع ثروت این خانواده به بیش از بیست میلیارد دلار می رسید.

از سوی دیگرشرکت ملی نفت به صورت محرمانه ولی دائمی مبلغ کلانی به حساب شخصی شاه واریز می نمود. به گونه ای که سرمایه شخصی شاه به یک میلیارد رسیده بود

برادران و خواهران شاه و وابستگان آنها، از سهامداران عمده بسیارى از شرکتهاى داخلى، یا واسطه معاملات بین دولت و شرکتهاى خارجى بودند و از این رهگذر، صدها میلیون دلار به جیب زدند.روزنامه نیویورک تایمز در شماره ۱۰ ژانویه ۱۹۷۹ به استناد گفته یکى از منابع بانکى در آمریکا نوشت «….فقط اوراق بهادار متعلق به شخص شاه بیش از یک میلیارد دلار است و تنها طى دو سال آخر، مبلغى بین ۲ تا ۴ میلیارد دلار از سوى خانواده سلطنتى ایران به آمریکا منتقل شده است.»

  با سرمایه های هنگفت ملی، نهادهایی اداره می شد که آنها نیز هدفی جز سلطه بیشتر حکومت بر تمامی ابعاد زندگی مردم نداشتند مثل “نهاد پهلوی” که کنترل و نفوذ در مراکز مهم اقتصادی یکی از وظایف این نهاد بود به گونه ای که در بیش از ۲۰۷ شرکت سهام داشت و بخش مهمی چون مسکن، مصالح ساختمانی، بیمه، هتل ها، اتومبیل و… را کنترل می کرد. کنترل شدید دولت بر تمامی ارکان اقتصاد خود به خود باعث می شد که مردم از مزایای اقتصادی محروم شود. 

 اشرف‌ پهلوی‌ درکتاب‌ “چهره‌ها درآیینه‌” و پرویز راجی‌ در کتاب‌ “خاطرات‌ آخرین‌ سفیرشاه‌ در لندن‌” به قدرت‌ و نفوذ اطرافیان شاه و دربار در دستگاه‌ پهلوی‌ از کل‌ پروژه‌های‌ صنعتی‌،کشاورزی‌، ساختمانی‌، راهسازی‌ ، نظامی و...‌‌  اشاره‌ کرده‌اند. علاوه‌ بر این‌، خود شاه‌ نیز در کتاب‌ “پاسخ‌ به‌ تاریخ‌”چنین‌ مطلبی‌ را اذعان‌ می‌کند. آنتونی‌ پارسونز سفیر کبیر انگلیس‌ نیز در خاطرات‌ دوران‌سفارت‌ خود در ایران‌ که‌ مصادف‌ با سالهای‌ انقلاب‌ بوده‌ است‌ در ذکرعوامل‌ سقوط‌ رژیم‌ پهلوی‌ از استبداد، فساد مالی‌، سرکوب‌، و خشونت‌رژیم‌ نام‌ می‌برد و در جای‌ دیگری‌ در کتاب‌ فوق‌الذکرمی‌گوید که‌ بیشترین‌ موارد فساد مالی‌ مربوط‌ به‌ خانواده‌ پهلوی‌ ودربارشاه‌ بود. یکی‌ از دلایل‌ عمده‌ نارضایتی ‌مردم‌ در زمان‌ حکومت‌ پهلوی‌ شکاف‌ و اختلاف‌ عظیم‌ طبقاتی‌ بین‌ معدودی‌ اقشار بسیار غنی‌ و مرفّه‌ جامعه‌ و اکثریت‌ عظیم‌ توده‌ مردم‌ ذکرمی‌شود.

د-عدم اهتمام رژیم پهلوی به طبقه محروم و فقر ستیزی: رویکرد اقتصادی رژیم پهلوی مبتنی بر میدان دادن به شاهزاده ها، شاهپورها، شاهدخت ها، عناصر دربار، سران ارتش وعناصر رده بالای ساواک بود. عدم توزیع منصفانه ثروت عمومی باعث رشد اقتصادی یک طبقه خاص وابسته به حکومت می شد. 

هویدا، نخست‌وزیر وقت در حالی از کسب جایگاه پنجم ایران در صنعت جهان طی پانزده سال آینده خبر می‌داد که عمدتاً صنایع مونتاژ و وارداتی به خانواده‌های وابسته به دربار واگذار شده بود و آنها طبقه بورژوای وابسته به پهلوی را شکل می‌دادند.

این بورژوازی مرکب از حدود ۱۵۰ خانواده (به روایت شورای انقلاب ۵۱ خانواده) بود که ۶۷ درصد صنایع و مؤسسات مالی را مالک بودند. از میان ۴۷۳ صنعت بزرگ خصوصی، ۳۷۰ مورد از آنها در مالکیت ده خانواده بود که خانواده‌های فرمانفرمایان، رضایی، خیامی، ثابت، لاجوردی شناخته‌شده‌ترین آنها بودند.

با توجه به آنچه آورده شد می توان نتیجه گرفت که با وجود درآمدهای سرشار نفتی، تغییرات موازی اقتصادی در سطح کشور رخ نداد؛ زیرا در عمل زمینه رشد موازی اقتصادی از ناحیه خود دولت با مشکل مواجه می شد. سلطه کامل محمد رضا پهلوی بر تمامی ارکان جامعه ایرانی، اقتصاد، سیاست و فرهنگ آن در عمل با توزیع موازی ثروت منافات داشت. به همین دلیل با وجود اجرای برنامه های پر سر و صدا (انقلاب سفید- اصلاحات ارضی …) در میدان عمل در زندگی قاطبه مردم تغییری رخ نمی داد. ثروتمندان که عمدتا مورد تأیید دستگاه حاکمه بودند ثروت مند تر می شدند و برای مردم هر روز مانع جدیدتری در راه بهره برداری مساوی از ثروت ایجاد می شد. 

به اعتراف خود ثریا ، «محلات جنوب شهر[ تهران] با جویهای سرباز که آب کثیف آن پس از عبور رختشوی خانه‌ها و آلوده شدن به کثافات ولگردان و سگها به مصرف خوراک مردم می‌رسد، بچه‌های مفلوج، زنان و پیرمردان گرسنه، گل ولای کوچه‌ها که خانه‌هایشان شباهتی به خانه ندارد، محلاتی که فقر کامل بر آنها حکمفرماست و توان شکایت نیز ندارند.»

 

ه-اولویت نظامی گری بر آبادانی کشور: حدود چهل درصد از بودجه کشور به ارتش اختصاص داده می شد که تعداد نیروها و پرسنل آن هر روز بیشتر و بیشتر می شد و در سال های آخر به ۴۱۳ هزار نفر رسیده بود. حدود ۴۰ هزار مستشار نظامی آمریکا (به ازاء هر صد سرباز یک مستشار نظامی) فعالیت می کرد. و تعداد اعضای ساواک غیر قابل شمارش بود، بر اساس برآورد یک دیپلمات غربی در تهران از هر هشت نفر افراد بالغ یک نفر جاسوس ساواک هستند.

و-ریخت و پاش سرمایه ملی و عدم سرمایه گذاری در بخش های اساسی: جشن های ۲۵۰۰ساله شاهنشاهی که بیش از سیصد میلیون دلار هزینه دربر داشت‌ و با ولخرجی‌ها و اتلاف بی حد و حصر سرمایه‌های ملی کشورمان انجام شد ، درحالی بود که متجاوز از نیمی از جمعیت کشور در روستاها و حومه شهرهای بزرگ در فقر و فلاکت و تنگدستی به سر می‌بردند و در اکثر شهرها و روستاهای کشور، اثری ازوسایل اولیه و مقدماتی رفاه عمومی و حداقل امتیازات زندگی ساده برای عامه مردم وجود نداشت‌.

در پاییز سال ۱۳۵۰ محمد رضا شاه، سالگرد ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهى ایران را با ریخت و پاش بسیاری در محل پرسپولیس (تخت جمشید) جشن گرفت.در این جشن بیست پادشاه و امیر عرب، پنج ملکه، بیست و یک شاهزاده، شانزده رئیس جمهورى، سه نخست وزیر، چهار معاون رئیس جمهورى و دو وزیر خارجه از ۶۹ کشور شرکت کردند

گذشته از مقامات مزبور، دهها تن از شخصیتهاى علمى، هنرى، صنعتى، فرهنگى و نمایندگان رسانه‏هاى خبرى جهان و نیز نخبگان ایرانى، در جشنى که یک هفته طول کشید حضور یافته بودند مدعوین در ۳ چادر عظیم و ۵۰ چادر بزرگ که در خارج تهیه شده بود، پذیرایى شدند.

  براى تامین روشنایى محل از تهران و شیراز ۶۰۰۰ مایل کابل کشى و ۲۰ مایل حلقه گل زینتى، شامل ۱۳۰هزارلامپ چراغ مصرف شده بود.در میهمانی هاى رسمى، ۵۰۰ تن میهمان حضور داشتند.غذا شامل تخم بلدرچین با خاویار، خوراک خرچنگ، کباب بره با قارچ، طاووس بریان انباشته از جگر غاز، و دسر شامل تمشک تازه محصول فرانسه با لعاب انجیر و تمشک مخصوص بود.ماکس بلوئه، فرانسوى که با ۲۵۹ سر آشپز، آشپز و پیشخدمت، از ده روز پیش از برگزارى مراسم جشن از فرانسه آماده بود، سرپرستى پذیراییها را به عهده داشت.رستوران ماکزیم پاریس، غذا و مشروب، از جمله ۲۵هزار بطرى شراب مخصوص تهیه دیده بود. 

مراسم جشن در نهایت گشاده دستى و اسراف انجام گرفت و هزینه آن بیش از ۳۰۰ میلیون دلار برآورد شد. مدعوین در ۳ چادر عظیم و ۵۰ چادر بزرگ که در خارج تهیه شده بود، پذیرایى شدند.

شاه ، با برگزارى این جشن پر سر و صدا ، مرحله تازه‏اى از سلطنت‏خود را آغاز کرد.شاید این کار نشانه‏اى بود از بیمارى بزرگ پندارى او، زیرا در همان زمان که میلیونها دلار صرف هزینه خرید و ارسال مشروب، گل و غذا، از اروپا شد، و هنگامى که میهمانان در تخت جمشید، جگر غاز و خاویار مزمزه مى‏کردند، هزاران ایرانى در ایالات سیستان و بلوچستان، حتى در روستاهاى فارس گرسنه بودند.در سال ۱۳۳۵ ‏سرلشگر میرجلالى فرمانده سپاه جنوب، در شهرستان خاش شاهد این حقیقت تلخ و شرم آور بود ، میر جلالى ضمن بازدید تنها مدرسه شهر، از مدیر آن که مرد ژنده پوشى بود پرسید، بچه‏ها کجا هستند.مدیر جواب داد ساعت تفریح آنهاست، عده‏اى براى علفخورى به صحرا رفته‏اند! 

به طور خلاصه ، نداشتن برنامه مشخص اقتصادى، تک محصولی شدن اقتصاد و وابستگی به صادرات نفتی ، رشد سرمایه داری در دامان امپریالیسم ، نابودی کشاورزی ، افزایش وابستگی در بخش صنعت گسترش صنایع مصرفی ،سطح بالای بیکاری و کم کاری ،سطح نازل درآمد سرانه ، سطح پایین بهره وری ، وضع بد بهداشت همگانی ، بی اعتنایی به علم ، مراکز علمی و تحقیقاتی ، بی توجهی به بازسازی زیرساخت‌های اقتصادی و رشد و توسعه کشور ، ایجاد تأسیسات نظامی وابسته ، اجراى سیاست ریخت و پاش و ولخرجى هاى سرسام آور شاهانه در امور مبتذل، توزیع ناعادلانه درآمدهاى ملى ، و تشدید فاصله طبقاتى و در یک کلام، فساد، اسراف، ظلم اقتصادى و فقر اکثریت مردم ایران از ویژگی های برجسته مدیریت فاسد ، بی کفایت و ناکارآمد این دوران می باشد که در صورت تداوم، امروز یکی از وابسته ترین، فقیرترین و تحقیر شده ترین ملت ها بودیم.

 

 

بخش پنجم :

کجا ایستاده بودیم؟

مهم‌ترین ویژگی فعالیت‌های فرهنگی در حکومت پهلوی‌ها مبارزه با فرهنگی اسلامی و ملی بود. اسلام‌زدایی ازیک‌طرف و ترویج فرهنگ غربی از طرف دیگر، در دستور کار تمامی دستگاه‌های فرهنگی حکومت گذشته قرار داشت. رادیوتلویزیون، تئاتر و سینما، مطبوعات و کتاب، آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، همگی مأموریت داشتند تا فرهنگ غربی را برای تغییر سبک زندگی ایرانیان از یک زندگی اسلامی و ملی به یک زندگی با سبک غربی ترویج نمایند. دربار و خاندان پهلوی خود پیشتاز ترویج فرهنگ مبتذل غربی در ایران بودند. مراکز فساد و فحشا علنی برپا بود و عناصری از خود دربار و خاندان پهلوی در پشت‌صحنه این مراکز حضور داشتند.

شغل زنان در ۸۴ فیلم از ۲۲۳ فیلمی که پیش از انقلاب ساخته شده یعنی بیش از ۳۷% فیلمها فاحشه، رقاصه، خواننده و شاغل در کاباره بوده است.

اوضاع اسفبار بی‌دینی و فساد در سال‌های پیش از انقلاب نتیجه عملی اندیشه‌های فراماسون‌هایی چون محمدعلی فروغی بود که توسط مهره اجرایی دولت انگلیس رضاشاه پهلوی اجرا می‌شد. پس از او نیز محمدرضا به نحوی عمیق‌تر سیاست‌های دین‌ستیزانه و مروج فساد و فحشا را ادامه داد. یکی از مهره‌های اصلی ترویج فساد و فحشا در دوران پهلوی دون همسر با اصطلاح روشنفکر او فرح بود. کسی که با تأسیس بنیاد فرح، کانون پرورش فکری و... بار اصلی ترویج فرهنگ بیگانه در ایران را به دوش می‌کشید.

تا پیش از انقلاب روند دین‌گریزی در میان طبقات مختلف مردم به‌ویژه جوانان و تحصیل‌کرده‌ها روز به روز بحرانی‌تر می‌شد. مساجد هر روز خلوت‌تر از دیروز می‌شد و رونق کاباره‌ها و مراکز فساد در حال افزایش بود. درصورتی‌که این روند با پیروزی انقلاب اسلامی قطع نمی‌شد بدون شک بی‌دینی، الحاد و فساد اخلاقی و اجتماعی در ایران امروز ما پدیده‌هایی عادی بودند.

هم اکنون کجا هستیم؟

با پیروزی انقلاب اسلامی، مردم ما بار دیگر به عصر دین‌داری بازگشتند. پس از انقلاب اسلامی ارزش‌ها در دیدگاه مردم دگرگون شد. در حقیقت انقلاب اسلامی تفکر و بینش مردم را متحول نمود. حاکم شدن فرهنگ و بینش دینی و انقلابی بر جامعه و مردم، موجب شد ارزش‌ها تا حدود زیادی تغییر کنند. پیروزی انقلاب اسلامی بر انقلابیون و مبارزان دیگر کشورها هم اثر گذاشت و موجب اسلام‌گرایی و تمرکز و محوریت بخشیدن به عنصر دین در مبارزات اجتماعی و سیاسی شد.

با نگاهی به شعائر دینی در قبل و بعد از انقلاب میتوان رشد دینداری را به خوبی مشاهده کرد. به طور مثال اعتکاف یکی از این شعائر است.  در حالی که چیزی به عنوان اعتکاف، قبل از انقلاب وجود نداشت اکنون فقط در دانشگاه ها حدود ۵۰ هزار دانشجو در این مراسم شرکت میکنند.

روی آوردن مردم و جوانان به اسلام به‌عنوان اندیشه‌ای برای تغییر وضع موجود، مرهون تلاش فکری روحانیت نواندیشی است که اسلام را از چارچوب احکام فردی و اخلاقیات فراتر برد و آن را به دین زندگی تبدیل کرد. امام خمینی با تلاش‌های فکر و عملی‌اش، محمود طالقانی با تفسیرهای بروزش از قرآن، مرتضی مطهری با نواندیشی دردمندانه‌اش و سید علی خامنه‌ای با فعالیت‌های فکری و تبلیغاتی‌اش در سال‌های پیش از انقلاب و پس از آن نقش مهمی در به وجود آمدن جریان جدید اقبال به دین داشته‌اند.

جهان، روزی را در پیش دارد که در آن روز، تمام کشورهای کوچک و بزرگ، به یک کشور تبدیل می‌شود، مرزهای جغرافیایی کشورها برداشته می‌شود و حکومت واحد جهانی بر اساس پرستش خداوند تشکیل می‌گردد. پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس حکومتی بر اساس آموزه‌های اسلام گامی است در جهت نزدیک شدن به این آرمان بزرگ.

 

بخش ششم:

 با به تخت نشستن رضا شاه، تکیه‌ها بسته و عزاداری ممنوع شد .
اما محمدرضا شاه نتوانست مانند پدرش روند تعطیلی هیئت ها را کاملا حفظ کند و به گونه ای که به باور بسیاری کلید انقلاب اسلامی از دهه 1340و به ویژه محرم 1342 به خاطر همین محدودیتها در ایران زده شد.

حجاب فردی در دوره محمد رضا شاه در پاره ای از موارد آزاد بود اما در بیشتر مشاغل، مدارس و دانشگاهها و برخی مراکز عمومی ممنوع بود . ضمن اینکه با ترویج فساد در جامعه و تقبیح نمادهای مذهبی چون حجاب، بسیاری از خانواده ها  به دنبال راهی برای حفظ حجاب نوامیسشان بودند . کشف حجاب در عصر رضا شاه به زور سر نیزه و در عصر محمدرضا به پشتیبانی تبلیغات گسترش یافت.

نه تنها نزول بد دانسته نمیشد و رایج بود، بلکه بنگاه هایی در شهرهای مختلف رسما نزول خواری می نمودند .

 نوامیس مردم حرمت نداشتند و در خیابانها و محلات از سوی اوباش، افراد مست، افراد تحریک شده در سینماهای پخش کننده فیلم های مستهجن و ... مورد تعرض قرار می گرفتند

روز روشن اراذل و اوباش، زنان و دختران را از سطح شهر می ربودند و با زور به شهر نو (مراکز فساد) می بردند و رژیم اقدامی به عمل نمی آورد

اذان پخش می شد اما رادیوی کشور مسلمان قبل و بعد از پخش اذان ، ساعتها ترانه های مبتذل و آواز زنان را پخش می کرد !

 

 

بخش هفتم:

کجا ایستاده بودیم؟

شاه همواره با بی‌اعتنایی و تحقیر با مردم برخورد می‌کرد؛ او چنان خود را از مردم بی‌نیاز می‌دید که گاه به‌صراحت به آنان توهین می‌کرد. شاه در یک گفت‌وگوی مطبوعاتی در سال ۱۳۵۳ مردم ایران را «تنبل» خواند؛ و گفت: «این مردم قادر به انجام هیچ‌چیز نیستند، مثل گوسفندان می‌مانند.» بها ندادن به شخصیت و کرامت والای انسان، ترویج فرهنگ غربی و آزادی‌های غریزی و حیوانی در جامعه و مبارزه با آزادی‌های انسانی، سیاسی، آزادی بیان و قلم در جهت رشد جامعه، توهین به اعتقادات مذهبی مردم و مخالفت با دین و شعائر مذهبی مثل حجاب، روحانیت، عزاداری و... از دیگر ویژگی‌های عملکرد حکومت پهلوی است. در ابعاد بین‌المللی نیز داستان پرغصه کاپیتولاسیون فقط مشتی از خروارها تحقیر و توهین به مردم کشوری است که تصمیم‌گیری‌های اساسی ملتش در سفارت‌خانه‌های شرق و غرب رقم می‌خورد.

در سال‌های پیش از انقلاب، عده کارشناسان نظامی آمریکا در ایران به حدود /۰۰۰، ۱۰ نفر می‌رسید. نظامیانی که خود را مالک و ارباب ایرانی‌ها می‌دانستند و هیچ خط قرمزی در برابر خود نمی‌دیدند.

آیزنهاور رئیس‌جمهور وقت آمریکا، سیاستی را به تصویب کنگره آمریکا رساند و اعلام کرد که بر طبق آن کشورهای خاورمیانه و خاور نزدیک را تحت نفوذ آمریکا درآورد و عنوان آن تحکیم استقلال ملی و دفاع از تمامیت اراضی این کشورها در مقابل خطر کمونیسم بود. عامل مهمی که باعث موفقیت سیاستمداران آمریکایی در پیاده کردن اهدافشان مؤثر و مفید بود، وجود محمدرضا پهلوی در رأس قدرت و علاقه خاص او، برای مجهز کردن نیروهای نظامی کشور بود. در دوران حکومت محمدرضا قراردادهای گوناگونی با امریکا به امضا رسید که هریک از آن‌ها دربرگیرنده امتیازات خاصی برای آمریکایی‌ها بود؛ اما نقطه اوج این امتیازدهی‌ها، به تصویب کاپیتولاسیون در دوران نخست‌وزیری حسنعلی منصور و اسدالله علم بازمی‌گردد.

داستان کاپیتولاسیون را امروز به برکت روشنگری‌های امام و پیروزی انقلاب همه می‌دانیم. قانونی که در مجلس شورای ملی ما تصویب شده بود و بر اساس آن یک آمریکایی هر جنایتی که در ایران می‌کرد، حتی اگر شاه ایران را می‌کشت، قاضی ایرانی صلاحیت محاکمهٔ وی را نداشت و او باید در امریکا و توسط آن‌ها محاکمه می‌شد. کاپیتولاسیون گام بزرگی بود در مسیر تبدیل ایران ما به یکی از مستعمره‌های غیررسمی ایالات‌متحده. آرزویی که با پیروزی انقلاب اسلامی برای همیشه در دل آمریکایی‌ها ماند.

کجا ایستاده ایم؟

مردم ما به برکت انقلاب برای اولین بار بعد از چند صد سال جنگیدن و عادت کردن به شکست خوردن، درحالی‌که در میان آشفتگی‌های پس از انقلاب، تحریم و تنها نیز شده بود، با عراق تادندان‌مسلح و موردحمایت شرق و غرب جنگید و یک وجب خاک به دشمن نداد. امروز هم اسرائیل و آمریکا با داشتن بی‌نظیرترین امکانات نظامی و رعب‌آورترین سلاح‌های جهان، هر وقت حرف از گزینه‌های روی میز می‌زنند، با ریشخندهای مردم ما روبرو می‌شوند. امروز دشمنان ما خود اعتراف می‌کنند که مغازه‌ها و بازار و خیابان‌های ایران به کشوری بااین‌همه تحریم فلج‌کننده هیچ شباهتی ندارد!

با پیروزی انقلاب، حراست از کرامت انسانی و عزت ملی به یکی از مهم‌ارین خط قرمزهای مردم ایران تبدیل شد. به طوری که پس از قرنها شکست خوردن و باج دادن به بیگانه برای اولین بار با اهدای چندصدهزار شهید نگذاشتند حتی یک وجب از خاک ایران به دست بیگانه بیفتد.

اقتدار و عزت ایران امروز ما مدیون ایثار و ازخودگذشتگی شهیدان در حراست از مرزها و ارزش‌های ایران اسلامی است. مجاهدت رزمندگان و ایثارگری آنان در طول دوران هشت سال دفاع مقدس چنان عزتی به ملت ایران داد که تمامی کشورهای جهان در مقابل این عظمت سر تعظیم فرود آوردند.

افق آرمانی انقلاب اسلامی بازگرداندن عزت ایران و ایرانی به جایگاه واقعی خود و رسیدن به وضعیتی است که به‌عنوان یک قدرت مستقل، تأثیرگذار و قابل‌احترام در جهان شناخته شویم. تحقق این آرمان بزرگی با توجه به موفقیت‌ها و افتخارات بزرگی که در این سه دهه به دست آورده‌ایم چندان دور و دست‌نیافتنی به نظر نمی‌رسد.

 

 

بخش هشتم:

 

کاپیتولاسیون به این معناست که اگر تبعه کشوری در کشور دیگر مرتکب جرم یا جنایتی می شد آن کشور حق دستگیری و مجازات وی را نداشت و باید به کشور خود فرستاده می شد تا طبق قوانین آن محاکمه و مجازات شود.

کاپیتولاسیون ( یک کلمه لاتین به معنی انعقاد عهدنامه و قرارداد یا خود عهدنامه) بدون توجه به معنی لغوی آن در اصطلاح تاریخ حقوق اروپایی به اسناد یکجانبه یا عهدنامه هایی گفته می شود که به موجب آن "باب عالی" و حکومت های شامات (سوریه و لبنان) و آفریقای شمالی وضع حقوقی بیگانگان مقیم امپراتوری عثمانی را تعین می کردند و امتیازات و معافیتهایی به دولت اروپایی در مورد ابتاع آنها اعطا می کردند.

مفهوم عام حقوقی کاپیتولاسیون عبارت از نظام قضاوت کنسولی و برخی تضمینات و امتیازات و مصونیتهای قضایی است که به موجب تصمیمات یکجانبه یا اسناد قضایی دیگر به دولت مسیحی در سرزمین های غیر مسیحی داده می شد. در ممالک و سرزمین های مزبور به طور کلی اتباع بیگانه گاهی بدون رعایت اصل متقابل از حدود صلاحیت مقامات قضایی محلی خارج بوده و تابع صلاحیت مقامات و به ویژه ماموران کنسولی و سیاسی دولت متبوعه خود محسوب می شدند و دعاوی و شکایات و محاکمات مربوط به امور جزایی آنان به وسیله کنسول با نماینده دولت متبوع آنان حل و فصل می شد.

حق کاپیتولاسیون در ایران، اولین بار در معاهده ترکمنچای در سال 1203 ه ش در زمان فتحعلی شاه قاجار به روسیه داده شد که آسیب های فراوانی در طول یک قرن به ایران وارد کرد. حق کاپیتولاسیون در ایران کم کم از انحصار دولت روسیه خارج شد و بسیاری از دولتهای دیگر نیز با استفاده از اصل کامله الوداد صاحب این حق شدند و قضاوت کنسولی خود را بر ایران تحمیل کردند. اسپانیا، فرانسه، آمریکا، آلمان، ایتالیا و چند کشور دیگر از جمله دولت عثمانی بعدها از ایران حق کاپیتولاسیون را به دست آوردند.

کاپیتولاسیون موجب برتری و تقدم اتباع خارجی بر اتباع کشور می شد و باعث می گردید که رجال مملکت را به بیگانگان و قدرت قضایی و سیاسی آنان سوق دهد و حتی در سایه کاپیتولاسیون، بیگانگان هر چه می خواستند به ایران وارد و یا از ایران خارج می کردند. کاپیتولاسیون اصل حاکمیت و استقلال کشور را متزلزل می ساخت و به قوانین خارجی اعتبار برون مرزی می بخشید و اتباع کشور را از حمایت کامل قضایی محروم می کرد و حق مشروع آنان را به بیگانگان می داد و به دلیل همین مضرات جبران ناپذیر، مردم ایران نسبت به کاپیتولاسیون عکس العمل های شدیدی از خود نشان می دادند.

در سال 1297 ه ش یعنی دو سال قبل از کودتای رضاخان در دولت صمصام السلطنه لایحه ای به تصویب رسید که به موجب آن حق کاپیتولاسیون روسها در ایران لغو شد. پس از لغو قرارداد کاپیتولاسیون بین ایران و روسیه، قرارداد کاپیتولاسیون تعدادی از کشورهای دیگر نیز لغو شد. اما کشورهای غربی همچنان به این امتیاز پایبند بودند. سرانجام مجلس شورای ملی در سال 1306 ه ش الغاء کاپیتولاسیون را اعلام کرد و به همه دولت هایی که از این حق استفاده می کردند یک سال وقت داد که در قراردادهای خود تجدیدنظر و این امتیاز را لغو کنند؛ لیکن از جانب کشورهای غربی اقدامی صورت نگرفت بلکه لایحه مصونیت مستشاران و تبعه آمریکا در ایران در 13 مهرماه 1342 در مجلس عالیه به تصویب رسید و در 21 مهرماه 1343 مجددا مورد تصویب نمایندگان دو مجلس سنا و شورای ملی قرار گرفت.

در 4 آبان 1343، امام خمینی (ره) با ایراد سخنرانی مهیج و کوبنده، موضع نهضت را در برابر استکبار غرب و شرق روشن ساخت. اعلامیه امام (ره) در تیراژ وسیعی چاپ و منتشر شد؛ فرازهایی از این اعلامیه به شرح زیر است: " آیا ملت ایران می داند که مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگی ملت ایران را امضا کرد؟.... سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریکا داد.... قلم سیاه کشید بر جمع مفاخر اسلامی و ملی ما... اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب منصبان و درجه داران نمود... حیثیت دادگاههای ایران را پایمال کرد... اکنون مستشاران نظامی و غیر نظامی آمریکا با جمیع خانواده و مستخدمین آنها آزادند هر جنایتی بکنند. هر خیانتی بکنند، پلیس حق بازداشت آنها را ندارد... بر پیشوایان دولت اسلامی است که فریاد ما را به دنیا برسانند... هدف مراجع عظام و روحانیون در هر جا باشند یکی است و آن پشتیبانی از دیانت مقدسه اسلام و قرآن مجید و طرفداری از مسلمین است....

لذا در سیزده آبان امام (ره) را از قم دستگیر و به ترکیه تبعید کردند. و حسنعلی منصور نخست وزیر شاه در سخنرانی خود در مجلس سنا اعلام کرد که پس از مذاکرات، دولت آمریکا موافقت کرد، چنانچه دولت ایران تشخیص دهد در هر موردی که ضرورت داشته باشد، فرد مجرم از اتباع آن کشور در ایران محاکمه شود نسبت به آن فرد سلب مصونیت سیاسی به عمل خواهد آمد. این سخنرانی در واقع اعلام یک عقب نشینی دولت از موضع قبلی بود.

حسنعلی منصور که تصویب کاپیتولاسیون و به دنبال آن تبعید امام خمینی را انجام داده بود در نخستین روز بهمن سال 1343 توسط یکی از اعضای "هیات موتلفه اسلامی" به نام محمد بخارایی کشته شد.

سرانجام با پیروزی انقلاب به پیشنهاد هیات وزیران و تصویب شورای انقلاب در تاریخ 23 اردیبهشت 1358، حق کاپیتولاسیون و امتیازات و ملحقات آن برای همیشه و به طور نهایی لغو شد.

 

 

 

بخش نهم:

کجا ایستاده بودیم؟

به دلیل وابستگی شدید رژیم گذشته به قدرت‌های خارجی و بیگانه و نیز تهی بودن آن را از پایگاه مردمی، سیاست کلی این رژیم در راستای تأمین منافع بیگانگان به‌منظور مقابله با تهدیدات داخلی علیه یک حکومت غیر مردمی ترسیم می‌گردید. آن رژیم بدون توجه به فرهنگ، نیازها و شرایط موجود در داخل کشور، تنها مجری سیاست‌هایی بود که بیگانگان برای توسعه و پیشرفت جامعه ایران به او دیکته می‌کردند. سیاست‌هایی که اولویت نخست آن به تأمین منافع بیگانگان اختصاص می‌یافت. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران توسعه همه‌جانبه کشور را در اموری نظیر آموزش‌وپرورش و توسعه علمی و آگاهی عمومی، توسعه اقتصادی و غیره از سیاست‌های کلی نظام قرار داده است.

ایران ما تا پیش از انقلاب، علاوه بر وابستگی سیاسی به غرب به‌ویژه آمریکا از لحاظ اقتصادی هم یک کشور کاملا وابسته بود. صنایع کشور تا ۹۰ در صد به خارج وابسته بودند و به جز نفت کالای عمده دیگری برای صادرات وجود نداشت.

رژیم پهلوی در اندیشه و عمل غرب‌زده و سرسپرده در برابر انگلیس و آمریکا بود؛ در سرسپردگی رضاخان در برابر انگلیس همین بس که چرچیل و روزولت در نشست تهران درباره او اعتراف کردند: «خودمان او را آوردیم و خودمان او را برداشتیم.» محمدرضا شاه نیز به قدرت رسیدن و بقای حکومت خویش را مدیون بیگانگان می‌دانست چنانکه پس از کودتا، شاه گیلاس خود را با تعارف به رئیس بخش سیا در خاورمیانه برداشت و گفت: «من تاج‌وتخت خود را به خدا، مردم کشورم، ارتشم و به شما مدیونم.»

تمدن بزرگی که شاه به هر بهانه‌ای از آن سخن می‌گفت و ایران در دروازه ورد به آن معرفی می‌کرد چیزی مبود جز آنچه امروز در بعضی از کشورهای عربی صادرکننده نفت می‌بینیم. یک بازار بزرگ مصرف برای تولیدات مختلف کشورهای غربی و تولیدکننده نیاز اصلی آن‌ها یعنی نفت.

کجا ایستاده‌ایم؟

شاید مهم‌ترین دستاورد انقلاب ما رسیدن به پیشرفت در عین حفظ استقلال باشد. ما امروز به برکت انقلاب به این باور رسیده‌ایم که از سیر تا پیاز صنعت و انرژی هسته‌ای را، نانو را، ماهواره را خودمان می‌توانیم بسازیم و تمام پیچ و مهره‌های آن را خودمان ببندیم؛ همان پیچ و مهره‌هایی که اوباما در مقابل چشم صهیونیست‌ها اعتراف می‌کند که می‌خواهد اما نمی‌تواند آن‌ها را از هم باز کند. ایرانی که یک پل بدون نظارت مهندسان خارجی نمی‌ساخت در سدسازی رتبه‌های اولیه در جهان را یدک می‌کشد و اکنون فخر می‌فروشد که تجربهٔ خود را به سایر کشورها ارائه می‌دهد. انرژی هسته‌ای ما را نمی‌توانند ازمان بگیرند؛ فقط به این خاطر که بومی است و در سایه قدرت‌های جهانی به دست نیامده است.

یکی از دلایل وابستگی اقتصاد ایران به اقتصاد قدرت‌های بزرگ نفتی بودن اقتصاد بود. در سال‌های پس از انقلاب تلاش‌ها زیادی برا رها کردن اقتصاد از نفت شده است، به طوری که برای اولین بار در بودجه پیشنهادی سال ۹۴ میزان وابستگی بودجه کشور به نفت به زیر ۳۰ درصد رسیده است.

استقلال ایران امروز ما مرهون مبارزات زنان و مردان بسیاری است که نقش روحانیت شیعه در رهبری این مبارزات و جنبش‌ها قابل‌انکار نیست. از جنبش تنباکو به رهبری میرزای شیرازی تا جنبش ملی شدن صنعت نفت به رهبری سید ابوالقاسم کاشانی و همراهی کسانی چون محمد مصدق السلطنه در مراحل پایانی نهضت تا شجاعت‌های مدرس در صحن مجلس در مبارزه با تصویب قراردادهایی مانند قرارداد وثوق‌الدوله و نهایتاً مبارزات امام خمینی که با روشنگری درباره لایحه کاپیتولاسیون آغاز شد.

رسیدن به استقلال کامل ازنظر سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی همواره یکی از مهم‌ترین آرمان‌های انقلاب اسلامی بوده است. تبدیل‌شدن به یکی از قطب‌های علمی دنیا برای مردمی که در میان فشارها و تحریم‌های گوناگون به نرخ رشد علمی ۲۰ درصدی و رتبه اول دنیا در رشد علم دست یافته است افق دست‌نیافتنی‌ای نیست.

 

 

بخش دهم :

کجا ایستاده بودیم؟

حکومت پهلوی‌ها تنها حکومتی در طول تاریخ کشور ماست که توسط بیگانگان به وجود آمد. برای همین مهم‌ترین دغدغه و نگرانی پهلوی‌ها نداشتن مشروعیت و مقبولیت در میان مردم بود. شاه برای پر کردم این خلأ از سویی اقتدار خود را با حمایت دولت‌های خارجی به‌ویژه امریکا محکم می‌کرد و از سوی دیگر به دنبال نوعی مشروعیت و اقتدار سنتی بود. این نوع مشروعیت در تمسک به باورهای سنتی و افتخارات باستانی ملی و شکوه و عظمت پادشاهی هخامنشی و ساسانی تجلی می‌یافت. برپایی جشن‌های تخیلی و پرهزینه ۲۵۰۰ ساله در دهه پنجاه از این مقوله بود.

نداشتن مشروعیت و مقبولیت مهمترین چالش حکومت پهلوی‌ها بود. راه حل این حکومت وابسته برای ایجاد مشروعیت و جایگاه، تاکیر بر ایران باستان و دست‌آویز قراردادن احساسات ملی مردم و تشبیه خود به شاهان هخامنشی با اقفداماتی چون برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله بود. جشن‌هایی که برای مردم ایران پانصد میلیون دلار هزینه داشت. یعنی ‌ بیشتر از یک سوم درآمد صادرات‌ نفت‌ ایران‌ در آن سال.

در سال‌های پیش از انقلاب قدرت آن‌چنان در دست شخص شاه و نه حتی «دربار» بود که دولت و دو مجلس شورا و سنا ابزار کار شاه شده بودند. اطراف شاه را دولتمردان متملقی گرفته بودند که به هر بهانه‌ای به تعریف و تمجید از شاه می‌پرداختند و او را بیشتر و بیشتر در منجلاب استبداد و خودرایی فرومی‌بردند. علم، شاه را به سایه خدا و مأمور انجام خواسته‌های او تشبیه می‌کرد و خود را چاکر و نوکر محمدرضا می‌دانست؛ منوچهر اقبال خود را غلام خانه‌زاد اعلیحضرت لقب می‌داد و جمشید آموزگار ثروت و قدرت کشور را ناشی از نبوغ شخص شاه تلقی می‌کرد.

در زمانه‌ای که کشورهای عربی و اسرائیل به رهبری مصر در مقابل هم صف‌آرایی کرده بودند، ایران قرار بود به‌عنوان متحد منطقه‌ای اسرائیل به‌جزیره ثبات و اهرمی برای نجات این رژیم از فشارها و تهدیدهای منطقه‌ای و خروج آن از انزوای سیاسی باشد. بی‌جهت نبود که صهیونیست‌ها لقب «کوروش ثانی» را به شاه داده بودند و به هر بهانه‌ای به تمجید از او می‌پرداختند؛ اما همه این‌ها سرابی بود که آمریکایی‌ها آن را ساحل امن و جزیره ثبات می‌پنداشتند و توفانی را که پیش رو بود به‌هیچ‌وجه پیش‌بینی نمی‌کردند.

کجا ایستاده ایم؟

به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مردم نقش اصلی و تعیین‌کننده‌ای در مهم‌ترین ساختارهای حکومتی، وضع قوانین و همه‌پرسی‌ها و نیز اداره کشور به دست آورده‌اند. حضرت امام خمینی (ره) چه قبل از انقلاب و چه بعدازآن همواره تأکید بر نقش مردم داشته و حقیقتاً برای آن ارزش و اهمیت قائل بودند. حکومت ما از دو رکن و پایه اصلی تشکیل یافته است. پایه اسلامی و پایه جمهوری. یکی از هنرهای بزرگ و اعجاب‌انگیز امام و انقلاب اسلامی و قانون اساسی ایران، تلفیق و ترکیب اسلامیت نظام با جمهوریت آن است. در عین وفاداری به اسلام، نقش مردم نیز حفظ شده است.

يکي از معيارهاي سنجش مردم‌سالاری در جوامع مختلف میزان مشارکت مردم در انتخابات به عنوان منبع مشروعیت حکومت‌های مردم‌سالار است.
درحالی که طي چند دهه گذشته، ميزان مشارکت در انتخابات در سراسر جهان کاهش يافته و اين مسئله باعث نگراني حکومت ها و نهادهاي برگزار کننده انتخابات شده است، مردم ایران در انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۸۸ با حضور کم‌نظیر ۸۵درصدی بالاترین نصاب مشارکت سیاسی را به نام مردم ما در جهان ثبت کردند. 

اساس پیدایش جمهوری اسلامی ایران نظریه ولایت‌فقیه است. نظریه‌ای که امام خمینی از دل معارف فقهی شیعه بیرون کشید و به‌عنوان نظریه سیاسی شیعه مطرح کرد؛ اما تبیین و عملیاتی کردن این نظریه مرهون شاگردان امام بود. مرتضی مطهری در فرصت کوتاهی که پس از انقلاب به دست آورد ابعاد مختلف ولایت‌فقیه و جمهوری اسلامی را تبیین کرد و شاگردان دیگری چون محمد حسینی بهشتی، سید علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی در ساختن حکومتی عینی واقعی بر اساس این نظریه نقشی اساسی داشتند.

افق آرمانی انقلاب اسلامی، زمینه‌سازی برای ظهور منجی موعود و شکل‌گیری حکومت عدل جهانی است. حکومتی که آرمان مشترک همه انسان‌ها در طور تاریخ بشر بوده است. انقلاب اسلامی ایران، نمونه و الگوی بسیار کوچکی از حکومت عدل و داد حضرت مهدی (عج)‌ است. مبانی فکری و نظری، اهداف و عوامل ایجادکننده انقلاب، رهبری و چشم‌انداز آینده آن چیزی است که این دو انقلاب را بیش‌ازپیش به هم شبیه می‌سازد و انقلاب اسلامی ایران در جایگاه نمونه کوچکی از انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) مطرح می‌گردد.

 

 

 

بخش یازدهم:

از جمله عوامل مؤثر بر نوع سياستگذاري يك نظام، ماهيت، ساختار و شيوه اداره حكومت مي باشد. به عنوان نمونه اعمال سياستهاي كلي در نظامي با ساختار ديني كه خود را مقيد به حفظ اصول اخلاقي و الهي مي‌داند با نظامي لائيك يا سكولار متفاوت است. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شيوه حكومتي رژيم پهلوي بر پايه پادشاهي يا حكومت فردي قرار داشت. در حكومت پادشاهي يك فرد با عنوان سلطان يا شاه تمام قدرت سياسي جامعه را در اختيار مي‌گيرد و اراده شخصي او مظهر اراده سياسي و حاكميت در جامعه تلقي مي‌گردد. همان‌گونه كه قانون اساسي در دست رژيم پيش از انقلاب بازيچه‌اي بيش نبود و در واقع اين شخص شاه بود كه به تنهايي تصميمات حكومتي را اتخاذ مي‌كرد. انتصاب يا بركناري نخست‌ وزير، وزرا، صاحبان پست‌هاي بالا استانداران و غيره تنها به وسيله شاه انجام مي‌گرفت. به اعتراف دوست و دشمن كابينه، مجلس و قواي ديگر حكومتي از خود هيچ اختياري نداشته و در واقع نقش نهادهاي رسمي نقشي تشريفاتي بيش نبود.

در مقابل نظام جمهوري اسلامي ايران نظامي است كه بر پايه سه ركن اساسي دين، مردم و رهبري استوار گرديده است. در اين نظام حاكميت اصلي از آن خداست. شكل حكومت به صورت جمهوري اسلامي است كه مردم ايران در همه‌پرسي 1358 با اكثريت قاطع آراء آنرا براي خود برگزيدند. ساختار حكومتي در جمهوري اسلامي به موجب اصل 57 قانون اساسي از سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه تشكيل گرديده كه زير نظر ولايت مطلقه فقيه اعمال مي‌گردد. هر چند به موجب اين اصل اين قوا مستقل از يكديگر مي باشند اما همكاري و نظارت متقابل بين قواي مزبور وجود دارد. با اين توضيح كه در اين نظام حل اختلاف و تنظيم روابط قواي سه گانه به عهده رهبري گذارده شده است. كليه قوانين و مقرارات در جمهوري اسلامي ايران اعم از مالي، اقتصادي، اداري، مدني، جزايي، فرهنگي، سياسي و... بايد بر اساس موازين اسلامي تدوين يابند. بديهي است كه در اين نظام تمام قواي حكومتي و رهبري كشور نمي‌توانند در غير مسير اسلامي حركت كنند و كليه قوانين و مقررات بايد از منابع اسلامي سرچشمه گرفته باشند. اين در حالي است كه رژيم پيش از انقلاب از مدتها قبل حركتي وسيع و گسترده در راستاي دين زدايي و ترويج فرهنگ غربي سكولاريسم در جامعه ايران به راه انداخته بود و در اين راه از هيچ تلاشي براي محو فرهنگ ديني در جامعه ايران كوتاهي نداشت.

 

وظايف حكومت حقوق ملت:

1ـ حقوق و آزاديهاي فردي

2ـ برقراري عدالت اجتماعي

3ـ توجه به حقوق زنان

4ـ وحدت ملي

5-عدم وابستگی به قدرت بیگانه

6ـ استقلال سياسي و روابط بين‌الملل

 

 

بخش دوازدهم:

جهش های علمی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی

الوین تافلر فیلسوف مشهور آمریکایی که کتاب های متعددی در خصوص پیش بینی تحولات جهانی در آینده دارد در کتاب جابه جایی قدرت خود می نویسد؛ «نظامی گری ، ثروت و دانایی ابزارهای اصلی قدرت هستند و سایر منابع از اینها سرچشمه می گیرند. اما علم و دانایی انعطاف پذیرترین و بنیادی ترین منبع قدرت است. زیرا می تواند به شخص کمک کند تا چالش هایی را دفع کند که ممکن است به استفاده از زور یا ثروت نیاز داشته باشد.

ایران اسلامی هم اکنون در بسیاری از عرصه های علمی بویژه در زمینه طب ، انرژی هسته ای ، نانو تکنولوژی ، بیو تکنولوژی ، سلولهای بنیادی و دیگر فناوری های نوین صاحب رتبه های برتر جهانی است که به صورت اجمال به برخی از این دستاوردها اشاراتی خواهیم داشت .

-ایران بالاترین رشد مقالات علمی را در سال 2012 در جهان داشته است.

-ایران رتبه نخست تولید علم را در منطقه خاورمیانه به خود اختصاص داده است.

- براساس تازه ترین آمار مؤسسه بین المللی اطلاعات علمی ( ISI ) ، محققان ایرانی با ارائه بیش از 17 هزار مقاله علمی ، از لحاظ تعداد کل تولیدات علمی نمایه شده ، در جایگاه هفدهم جهان قرار گرفته اند.

-تعداد مراکز آموزش عالی کشور از 223 مرکز ( در قبل از انقلاب ) به بیش از 2500 مرکز رسیده است ، یعنی حدوداً دوازده برابر شده است .

- هر سال میزان تولید علم در کشور به دو برابر می رسد. در سال 1390 ایران مقام پنجم آسیا و اول منطقه در تولید علم و فنّاوری به‌ویژه در رشته‌های ریاضی، مکانیک، پلیمر، شیمی، مهندسی شیمی، فنّاوری نانو و پزشکی و رتبۀ دوازدهم ریاضی، سیزدهم کامپیوتر، هفدهم مکانیک، هیجدهم شیمی، پانزدهم نانو در جهان بوده است.

- دستیابی به دانش فنّی استفاده از پلیمرهای گیاهی در صنایع بسته‌بندی، در جایگاه پنجمین کشور پس از امریکا، آلمان، انگلیس و ایتالیا، تنها بخش ناچیزی از افتخارات کسب‌شده در این زمینه است.

- ایران در تولید داروهای بیوتکنولوژی جزو 12 کشور اول دنیاست.

- -هم اکنون 85 درصد زنان ایرانی باسواد هستند ، درحالی که نرخ باسوادی زنان قبل از انقلاب اسلامی حدود 35 درصد بوده است. در حال حاضر حدود 67 درصد از پذیرفته شدگان دانشگاهها از میان دختران و زنان هستند .

-ایران درمجموع در ردیف 10 کشور برتر جهان در المپیادهای علمی قرار گرفته است. در المپیادهای ریاضی، شیمی ، فیزیک، کامپیوتر و نجوم در دنیا چند بار حائز رتبه اول شده ایم.

پیوند اعضاهم اکنون ایران جزء ده کشور اول دنیا در زمینه پیوند اعضای بدن است . امروزه بیش از 80 مرکز پیوند اعضاء چون قلب ، کلیه ، کبد ، مغز استخوان ، ریه و غیره در ایران فعال هستند . مطابق آمار در 25 سال اخیر ، حدود 25 هزار پیوند کلیه ، در ایران انجام شده که از این لحاظ ، ایران در ردیف کشورهای پیشرفته محسوب می شود . ایران در زمینه جراحی لاپاروسکوپی ، مقام سوم جهان را کسب کرده است . در حال حاضر ، جراحی پیوند کلیه بدون ایجاد برش در ایران انجام می شود .

  – تولید داروهم اکنون 98 درصد داروهای مورد نیاز در داخل کشور تولید می شود و طبق نظر کارشناسان ، ایران هر سال 50 داروی جدید وارد بازار می کند . به عنوان نمونه داروی ” سینووکس ” برای درمان بیماران ام .اس . که تولید آن در جهان انحصاری بود ، حدود دو سال است در ایران تولید می شود. در این زمینه ایران به عنوان دومین تولید کننده این دارو در جهان شناخته شده است. تولید داروی ” آیمود ” ( IMOD ) در پیشگیری و بهبود بیماری ایدز نیز حاصل تلاشهای محققان ایرانی است.طبق گفته کارشناسان، این دارو سیستم دفاعی بدن فرد مبتلا را در برابر عوارض عفونی بیماری ایدز تقویت می کند . در حال حاضر داروی ” آنژی پارس ” ( Angipars ) برای بهبود زخم پای بیماران دیابتی ، ” داروی اینترفرون پگیله ” برای درمان بیماری هپاتیت c و داروهایی برای درمان بیماریهای ریوی و عفونی جانبازان کیمیاوی در ایران تولید می شود .

سلول های بنیادیدر دنیای امروز، طب ترمیمی با استفاده از روش سلول درمانی به مدد دکتران طب آمده تا بافت از بین رفته بدن ، جایگزین شود . اینک در ایران اسلامی 100 مرکز تحقیقاتی در تولید سلول های بنیادی ، سلول های کبدی ، تولید غضروف ، تداوی سرطان و درمان ناهنجاریهای استخوان فعال هستند . پژوهشکده رویان نیز به عنوان مرکزی علمی و شناخته شده در جهان ، در تولید علم و تکنولوژی های کمک کننده باروری ، سلولهای بنیادی جنینی ، ترمیم چشم ، تولید نای مصنوعی و … دستاوردهای مهمی را به دست آورده است . تلاشهای خستگی ناپذیر محققان رویان، ایران را در ردیف 10 کشور برتر دنیا در زمینه سلولهای بنیادی قرار داده است. سالانه هزاران بیمار خارجی برای تداوی بیماریهایی نظیر ناباروری ، جراحی پلاستیک و زیبایی ، بیماریهای دهان و دندان و انواع جراحی ها به ایران سفر می کنند .

پژوهشکده رویانپژوهشکدۀ علوم سلولی و ناباروری رویان، یکی از مراکز تحقیقاتی وابسته به جهاد دانشگاهی کشور است که در زمینه بهداشت باروری و ناباروری و علوم تولیدمثل فعالیت می‌کند. این مرکز در کنار فعالیت‌های درمانی و سرویس‌دهی به زوج‌های نابارور، بخش اصلی فعالیت‌های خود را در حوزه امور پژوهشی و آموزشی متمرکز کرده و در قالب چندین گروه تخصصی در زمینه علوم باروری و تولید‌مثل تحقیق می‌کند. محققان این پژوهشکده در کنار موفقیت‌هایی، نظیر تولد اولین مورد نوزاد با استفاده از جنین منجمد در ایران (سال 1375) و تولد اولین نوزاد حاصل از روش ICSI با استفاده از اسپرم منجمدشده یک فرد بیضه‌برداری‌شده (سال 1378)، اخیراً توانستند با کشت و تکثیر نخستین رده از سلول‌های بنیادی جنینی انسان (بن‌یاخته‌های جنینی) در ایران (سال 1382) به فنّاوری تولید سلول‌های بنیادی جنین انسان دست پیدا کنند.

نانوتکنولوژینانوتکنولوژی از تکنولوژی های کلیدی قرن 21 است . ایران درتکنولوژی نانو در خاورمیانه رتبه اول و در میان کشورهای اسلامی، رتبه دوم و در جهان در رده هفدهم قرار گرفته است .

 نانو تکنولوژی یک فرایند تولید مولکولی است و از تکنولوژی سطح بالایی در دنیا برخوردار است . تکنولوژی نانو واژه ای است که به تکنولوژی های پیشرفته در عرصه کار با مقیاس نانو که یک میلیاردم متر است ، اطلاق می شود . به گفته کارشناسان در حال حاضر 120 موسسه پژوهشی و 60 آزمایشگاه در حوزه نانو در ایران فعال هستند. اکنون ایران به مدد متخصصین و جوانان فعال ، توانسته به تولید چند نوع نانو پودر ، تولید چند نوع نانو کامپوزیت و نانو پوشش ها دست یابد . پژوهشگران ایرانی موفق به نوعی نانو کامپوزیت شدند که در صنایع داروسازی ، غذایی ، کاغذ سازی ، آرایشی ، بهداشتی و ساخت پروتزها در صنایع طبی مورد استفاده قرار می گیرد . همچنین ایران توانسته با ساخت یک میکروسکوپ در ابعاد نانو متر ، از نانو ساختارها ، انتی بادی ها ، پروتئین ها و مولکولهای DNA تصویربرداری کند . قدرت تصویر برداری این میکروسکوپ ، منحصر به فرد است . با ساخت این دستگاه ، ایران به جمع چند کشور صاحب تکنولوژی ساخت این نوع میکروسکوپ پیوسته است .

فناوری هسته ایجمهوری اسلامی به رغم تحریم های شدید امریکا و فشار به کشورهای دیگر برای نداشتن همکاری در طرح هسته ای ایران، توانست چرخه سوخت هسته ای را با دستان دانشمندان داخلی به صورت چشمگیری افزایش دهد تا جایی که تعجب جهانیان را برانگیزد.

در سال 79 ایران تصمیم گرفت که خود راه‏اندازى  UCFرا آغاز کند و 400 نفر از فارغ‏التحصیلان‏دانشگاه‏هاى کشور را در رشته‏هاى مختلف گردهم آورد واین کار را آغاز کرد. پس از دریافت خسارت از چین‏با تلاش شبانه‏روزى در اسفند سال   UCF82راه‏اندازى شد و در خرداد سال 83 به صورت کامل به‏بهره‏بردارى رسید. در پروژه  UCFاصفهان افتخار داریم که تمام فارغ‏التحصیلان دانشگاه‏هاى داخل کشور دراین زمینه تلاش کردند و ما حتى از یک متخصص خارجى نیز استفاده نکردیم.

 جمهورى اسلامى ایران در حال حاضر در رابطه با چرخه سوخت هسته‏اى هفتمین کشور در دنیا است که ازاین تکنولوژى برخوردار مى‏باشد و در زمینه غنى‏سازى نیز رتبه 5 یا 6 دنیا را به خود اختصاص داده است.

تکنولوژی فضایی: 1- رونمایى از ماهواره امید: امید اولین ماهواره بومى ایران است که به منظور مصارف تحقیقاتى و مخابراتى به دست متخصصان ایرانى طراحى و ساخته شده است.

 2- ایستگاه هدایت و کنترل ماهواره:  این ایستگاه وظیفه تعیین موقعیت ماهواره را برعهده داشته و ارتباط رادیویى با ماهواره را برقرار مى‏کند و فرمان‏هاى کنترل لازم را به ماهواره ارسال نموده و پاسخ ماهواره را دریافت مى‏کند.

 3- افتتاح پایگاه پرتاب فضایى ایران:  این پایگاه به منظور پرتاب ماهواره‏هاى ایرانى در داخل کشور طراحى و ساخته شده است.

 4- پرتاب موشک ماهواره‏بر ایرانى با نام «سفیر»:  این موشک، یک راکت کاوشى است که از جمله مقدمات اولیه پرتاب ماهواره به مدار است و وظیفه شناسایى محیط پروازى ماهواره‏ها قبل از پرتاب را انجام مى‏دهد. راکت پرتابگر کاوش یک شامل بیش از 10هزار تنوع قطعه در اجزاى مختلف اعم از موتور، بدنه، هدایت و کنترل است که کارشناسان رشته‏هاى مختلف دانشگاهى طى 10سال گذشته ساخت تمامى اجزاى آن را بومى نموده و اینک صنایع هوافضاى جمهورى اسلامى قادر به ساخت کامل آن است. با رونمایى از ماهواره امید و پرتاب کاوشگر فضایى، جمهورى اسلامى ایران جزء چند کشور نخست جهان شد که مرکز آزمایش ماهواره در شرایط فضا را ایجاد کرده است.

صنایع نظامیایران که قبل از انقلاب تقریبا تمام تسلیحات نظامی خود را از خارج وارد میکرده در زمره یکی از کشورهای تولید کننده تسلیحات پیشرفته نظامی در جهان قرار گرفته و در کنار کشورهایی چون هند، برزیل و یوگسلاوی مطرح شده است و تولیدات خود را به بیش از 30 کشور جهان صادر می کند.

تولید محصولات الکترونیکی و راداری، ادوات و تجهیزات خاص از این جمله است. اکنون ایران در زمینه صنایع زرهی و ساخت انواع نفربر در بین ده کشور برتر دنیا قرار گرفته است. به برخی از اقدامات انجام شده در صنایع نظامی اشاره میکنیم:

ساخت ناو جماران، هواپیمای جنگنده آذرخش، طراحی و ساخت لانچر (پرتابکننده) چهار موشکی با قابلیت شلیک همزمان و تکتک، ساخت چرخبال آموزشی و چرخبال دو موتوره، طراحی و ساخت تانک پیشرفته ذوالفقار و راهاندازی خط تولید انبوه آن، ساخت تانک مدرن ، طراحی و ساخت خودرو تانکبر (ببر 400)، ساخت انواع شناورها و یدککشها، ساخت زیردریایی و اسکله شناور، ساخت موشک فاتح 110 (از موفقترین موشکهای زمین به زمین در جهان) و موشکهای دوربر شهاب (با سرعتی سه برابر موشک اسراییلی)، راه اندازی خطوط تعمیرات اساسی و بازسازی هواپیمای نظامی و خودکفایی در زمینه های ساخت و یا تعمیر بسیاری از تجهیزات و قطعات نظامی که در جنگ الکترونیکی کاربرد دارد.

ساخت هواپیمای جنگنده صاعقه، هواپیماهای آموزشی، بالگرد و هواپیماهای بدون سرنشین از هواپیماهای 4 نفره «فجر-3» از دیگر عملکردهای سازمان صنایع هواپیمایی است.

معرفی برخی از تولیدات صنایع موشکی:

  1. موشک شهاب 3 : ( برد 2500 کیلومتر / درصد خطا 2 در 10000 )
  2. موشک فاتح 110 : ( یکی از دقیق ترین موشکهای موجود در داخل کشور با سوخت جامد )
  3. موشک توفان : ( یکی از پیشرفته ترین موشکهای ضد زره با عمق نفوذ 760 میلیمتر و برد 3850 متر و دارای سیستم ‘ ضد جمینگ ‘ تا دشمن نتواند آن را منحرف سازد و و مجهز به سیستم دید در شب وقابل شلیک از بالگرد های کبرا )
  4. موشک تندر : ( طراحی شده جهت مقابله با زره های واکنشگر )
  5. راکت صاعقه : ( طراحی شده جهت نابودی نفرات دشمن و دارای 40 میلیمتر طول می باشد و اهمیت آن به جهت برد ، مقدار ترکشها و قدرت انفجاری آن می باشد و پرواز آن در هوا بدون صدا می باشد )
  6. موشک صیاد1و2 : ( که جهت نابودی بمب افکنها و هواپیماهای شناسایی دشمن طراحی شده و زمین به هوا می باشد که به تولید انبوه رسیده است )
  7. موشک شهاب ثاقب : ( موشک سطح به هوای شهاب ثاقب موشکی کوتاه برد جهت دفاع ضد هوایی در ارتفاع پایین و بسیار پایین است و دارای ردیاب و سیستم هدایت فرماندهی و کنترل بیسیمی است .و دارای سرجنگی 14 کیلوگرمی و دارای ماسوره زمانی « ایر » می باشد که درصد خطای آن 4 درصد می باشد .
  8. موشک میثاق1و2 : ( این موشک نمونه مدرنیزه شده استینگر می باشد که از روی شانه پرتاب می شود که دارای سیستم هومینگ غیر عامل مادون قرمز با قابلیت تهاجمی در تمامی جهات است )
  9. موشک کروز: ( طراحی شده جهت استفاده در هواپیما و شناور . که بر برروی شناور های ذوالفقار 1400 و ذوالجناح نصب شده و این شناور ها با سرعت 90 کیلومتر حرکت کرده و همزمان اقدام به شلیک این موشک می کنند.

10-موشک سجیل با برد بیش از 2500 کیلومتر

دستاوردهای انقلاب اسلامی در بخش کشاورزی

  سرزمین ایران دارای مساحتی بالغ بر 164 میلیون هکتار است که بیش از 51 میلیون هکتار آن از اراضی خوب و با استعداد برای تولید محصولات کشاورزی است تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بدلیل سیاستهای نادرست رژیم پهلوی , کشاورزی کشور با ورشکستگی روبرو بود بسیاری از محصولات استراتژیک کشاورزی نظیر گندم و برنج از خارج وارد می شد و کسری فزاینده مواد غذایی به تورم قیمت این مواد در داخل کشور منجر شده بود.

بخش کشاورزی از مهمترین و استراتژیک ترین بخشهای اقتصادی کشور است. در حیطه کشاورزی و دامداری، طبق آمار رسمی دولت در سال 1356، رژیم پهلوی فقط توانایی تامین مواد غذایی مردم خود برای 33 روز در سال را داشت و مجبور بود باقی مواد غذایی را از خارج وارد کند. برای مثال مرغ را از فرانسه، تخم مرغ را از اسرائیل، سیب را از لبنان، پنیر را از دانمارک و… وارد می کرد.

 هم اکنون کشورمان به رغم دو برابر شدن جمعیت، به مرز خودکفایی رسیده است به گونه ای که با توجه به اینکه تولید گندم در سال 1356، 5/1میلیون تن بوده و کشور ما سال ها از بزرگترین واردکننده های گندم در دنیا محسوب می شده در سال 83 با تولید بیش از 14 میلیون تن- بعد از چهل و اندی سال- توانست به خودکفایی در عرصه این محصول استراتژیک دست یابد.

تولید برنج , دومین محصول استراتژیک و پرمصرف کشور (پس از گندم ) , رشدی بالغ بر 52 درصد نسبت به قبل از انقلاب اسلامی داشته است که تا حد بسیار قابل توجهی از واردات آن کاسته شده است ..

  امروزه دولتمردان جمهوری اسلامی ایران با در پیش گرفتن سیاستهای حمایتی ازجمله تامین به موقع تسهیلات , خریدهای تضمینی , حمایت از خسارت دیدگان خشکسالی و گسترش بیمه محصولات کشاورزی و دامی , سعی در حمایت هرچه بیشتر از تولید کنندگان بخش کشاورزی دارند.

 سازمان جهانی خوار و بار و کشاورزی (فائو) در گزارشی در مورد وضعیت کشاورزی کشورمان در سالهای پس از انقلاب اسلامی با اعلام این که مجموع تولید حدود 100 رقم محصول کشاورزی ایران در سال 1978 بیش از 28 میلیون و 800 هزار تن بوده است , این رقمرا در پایان سال 90 بیش از 100 میلیون تن اعلام کرده است که بیش از 70 میلیون تن رشد نشان می دهد .

  بر اساس این گزارش , تولید انواع میوه در کشور ما در سال 1978 حدود 2 میلیون و 883 هزار تن بوده است که این رقم در سال جاری با افزایش 15 میلیون تنی به 18 میلیون و 847 هزار تن رسیده است .

 سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی اذعان میکند که ایران با تولید 25 میلیون تنی نهمین تولید کننده بزرگ غلات در قاره آسیا است .

همچنین گرسنگی و سو تغذیه در ایران از 30 درصد جمعیت کشور در سال 1970 به کمتر از 4 درصد جمعیت در سالهای اخیر رسید.

    حضور جهادگران متخصص و متعهد در صحنه توسعه عمران و آبادانی روستاها و کشاورزی , تامین نهاده های مورد نیاز کشاورزان , اجرای طرح های عمرانی مختلف , توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی و انتقال دانش فنی به کشاورزان و توسعه تکنولوژی های جدید سبب شد که چهره ی کشاورزی در روستاهای ایران به تدریج تغییر یافته و امروزه به نقطه ای رسیده ایم که حداقل 96 درصد محصولات مورد نیاز کشور در داخل تولید شده و کشور از وابستگی به اجانب رهایی نسبی پیدا کرده است .

  در این سالها صادرات محصولات کشاورزی به نحو بی سابقه ای رشد یافته و از 25 میلیون دلار در سال 1355 به رقم 5میلیارد دلار در سال 1390 افزایش یافته است.

پیشرفت های بخش راه و ترابریبه اعتقاد کارشناسان، پیشرفت در صنعت حمل و نقل کشور، انقلابی در این بخش محسوب می شود؛ زیرا در 25 سال پیش از پیروزی انقلاب 90 هزار کیلومتر راه آسفالتی و شوسه روستایی و 76 هزار کیلومتر جاده و راه اصلی و فرعی در شهرهای گوناگون احداث شد؛ در حالی که در سال 57 مجموع راههای اصلی و فرعی کشور حدود 36 هزار کیلومتر بود.حال آنکه در پایان سال 1385 مجموع راههای اصلی و فرعی کشور حدود 1007198 کیلومتر بوده است.

در شبکه ریلی کشور نیز در حال حاضر 6100 کیلومتر شبکه اصلی و بیش از 2000 کیلومتر شبکه فرعی راه آهن وجود دارد و در واقع به همت متخصصان داخلی سالانه 600 کیلومتر راه آهن احداث می شود که در آینده نزدیک به 1000 کیلومتر امکان افزایش دارد.

ساخت هواپیماهای ایران 140 با هزینه هر فروند 5/8 میلیون دلار و توانایی ساخت 12 فروند در هر سال، نمونه چشمگیری از پیشرفت هایی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفته است.

تأسیس فرودگاهها در مناطق دورافتاده و محروم کشور از امتیازهای کشور پس از پیروزی انقلاب است.

حوزه نفت و گاز و پتروشیمیبعد از پیروزی انقلاب ، تحول مهمی در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی ایران ایجاد شد . پیش از انقلاب ذخیره قابل تولید نفت 41 میلیارد بشکه بود که با کشف میدان های نفتی جدید ، این میزان به 138 میلیارد بشکه نفت رسیده است.

 هم اکنون از نظر میزان ذخایر گازی ، ایران دومین کشور جهان است . پروژه پارس جنوبی ازجمله میدان های بزرگی است که 8 درصد ذخیره گازی جهان و 50 درصد ذخیره گازی ایران در آن قرار دارد .

در زمینه صنعت پتروشیمی نیز ایران رشد چشمگیری داشته است . امروزه 45 واحد پتروشیمی در ایران احداث شده ، در حالیکه پیش از انقلاب فقط 6 واحد پتروشیمی در ایران وجود داشت.

رکوردها در سد سازیامروز نزدیک به 190 سد بزرگ و کوچک در کشور داریم که نسبت به پیش از انقلاب 10 برابر شده است.ایران در حال حاضر به لحاظ کیفیت طراحی و اجرای طراحی سدسازی رتبه اول را در منطقه دارد و با توجه به چشمگیر بودن حضور کارشناسان و متخصصان ایرانی در مجامع بین‌المللی سد‌سازی نظیر کمیسیون بین‌المللی سدهای بزرگ ( Icold)، ایران جزء تولید کننده‌های درجه یک دانش سد‌سازی در جهان است. بنا بر آمارهای منتشر شده، در حال حاضر ایران پس از چین و ترکیه، رتبه سوم سد‌سازی را در دنیا دارد.

ایران به لحاظ کیفیت طراحی و اجرای سد‌سازی، رتبه سوم را در دنیا دارد و بنا به اظهارات متخصصان بین‌المللی، ایران رتبه اول را از نظر مطالعات جامع منابع آب دارد.

حوزه صنعتایران در تولید موتور ماشین مقام اول را در خاورمیانه به دست آورده است. تولیدات صنایع موتور ایران در سال 1373 کمتر از 100 هزار دستگاه بود . این میزان در سال 1386 به حدود یک میلیون دستگاه رسید و در حال حاضر به مرز 5/1 میلیون دستگاه رسیده است . هم اینک کارخانه های بزرگ موتورسازی نظیر ایران خودرو ، پارس خودرو و سایپا ، تولیدات متنوع خود را به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می کنند و حجم قابل ملاحظه ای از موتورهای تولید شده ، صادر می شود.

ایران در زمینه تولید فولاد نیز رشد چشمگیری داشته است . بنا به نظر کارشناسان ، تولید فولاد خام در سال 1357 ، 370 هزار تن بوده که در سال 1390 به بیش از چهارده میلیون تن رسیده است .

- هم اکنون ایران به عنوان بزرگترین تولید کننده سیمان در منطقه خاورمیانه ، ظرفیت تولید سالانه سیمان خود را به 65 میلیون تن رسانده است . پیش بینی می شود تا پایان سال جاری ، ظرفیت تولید سیمان به 70 میلیون تن برسد.

 

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.